کتاب سنتر
در حال بارگذاری...
کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن
view 2
👁️ فقط نمایش (بدون فروش)

کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن کالای فیزیکی 👁️ فقط نمایش

حکایتی شنیدنی از زبان شمس

👁️ فقط نمایش (بدون فروش)
این آگهی صرفاً جهت معرفی و نمایش اثر ارائه شده است و در این صفحه هیچ‌گونه فرآیند فروش، پرداخت یا معامله‌ای انجام نمی‌شود. قیمت‌گذاری این محصول در فروشگاه کتاب سنتر صورت نگرفته و کتاب سنتر نیز هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال خرید، پرداخت یا معامله‌ای که خارج از چارچوب رسمی این پلتفرم انجام شود، نمی‌پذیرد. تنها راه ارتباطی موجود در این صفحه، ارتباط مستقیم با مالک این صفحه جهت کسب اطلاعات تکمیلی درباره کتاب است و به معنای تأیید، ضمانت یا واسطه‌گری کتاب سنتر در فروش نیست.

🔗 لینک‌های مرتبط

ویژگی‌های محصول

  • نویسنده سینان یاغمور
  • مترجم شهرزاد صدر
  • ناشر نشر گویا
  • زبان کتاب فارسی
  • سال نشر 1404
  • نوبت چاپ اول
  • تعداد صفحه 247
  • نوع جلد شومیز
  • نوع کاغذ بالک
  • اندازه کتاب رقعی
  • شابک ۹۷۸۶۲۲۳۱۲۳۴۳۶
  • چاپخانه خانه فرهنگ و هنر گویا
  • اطلاعات مجلدات یک جلد
  • وضعیت کارکرد: جدید
  • اصالت کتاب اورجینال

توضیحات:

معرفی کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن
کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن (Tears of Love) نوشته سینان یاغمور، روایتی داستانی از پیوند شمس و مولانا است که این بار ماجرا را از زبان شمس پیش می‌برد. این کتاب فقط به دیدار مشهور این دو چهره نمی‌پردازد، بلکه از کودکی، سفرها، جست‌وجوی مرشد، خلوت‌های معنوی و دگرگونی جلال‌الدین تا رسیدن به مقام مولانا تصویری مفصل می‌سازد. این کتاب را نشر گویا با ترجمه شهرزاد صدر منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن
کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن نوشته‌ی سینان یاغمور، شمس تبریزی را در جایگاه راوی می‌نشاند و از همین زاویه، تصویری متفاوت از زندگی او و نسبتش با مولانا می‌سازد. متن از همان آغاز بر این نکته تکیه دارد که شمس فقط یک چهره‌ی تاریخی دوردست نیست، بلکه شخصیتی پرتنش، جست‌وجوگر، تندزبان و در عین‌ حال غرق در طلب عشق است. روایت از کودکی شمس، خانواده‌اش، تجربه‌های دینی، حال‌وهوای درونی و سفرهای طولانی او عبور می‌کند و به‌تدریج زمینه‌ی دیدار با مولانا را می‌چیند.

کتاب هم حال‌وهوای زندگی‌نامه‌ای دارد و هم به گفتارهای تأملی و عرفانی نزدیک می‌شود. بخش مهمی از کشش این کتاب از جایی می‌آید که شمس، مولانا را نه‌فقط یک عالم مشهور، بلکه انسانی در آستانه‌ی دگرگونی می‌بیند. سینان یاغمور در روایتش بارها به این پرسش برمی‌گردد که دانستن چه فرقی با دریافت درونی دارد.

کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن فضایی آمیخته از شور، جدل، مکاشفه و گفت‌وگو دارد. نثر آن سرشار از خطاب، پرسش، جمله‌های کوتاه و فرازهای شاعرانه است و همین ویژگی باعث می‌شود شمس در متن، حضوری زنده و بی‌واسطه پیدا کند. در کنار رابطه‌ی شمس و مولانا، تصویر مردم زمانه، مدرسه، خانقاه، سفر، قونیه و نگاه‌های متفاوت به عرفان هم دیده می‌شود. نتیجه، متنی است که هم بر سیر درونی شمس تمرکز دارد و هم بر لحظه‌ای که جلال‌الدینِ فقیه، قدم‌به‌قدم به مولانای عاشق نزدیک می‌شود.

خلاصه داستان چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن
هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

شمس تبریزی در کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن زندگی خود را از کودکی و نوجوانی روایت می‌کند؛ از خانواده، آموزش‌های دینی، بی‌قراری‌های درونی و سفرهای پی‌درپی در جست‌وجوی مرشدی که بتواند عطش او را پاسخ دهد. او در شهرهای مختلف با استادان، صوفیان و اهل بحث روبه‌رو می‌شود، اما هیچ‌کدام برایش کافی نیستند. این جست‌وجو سرانجام او را به قونیه می‌رساند؛ جایی که دیدار با مولانا آغاز می‌شود.

از این‌جا به بعد، گفت‌وگوها، آزمون‌ها، خلوت‌ها و بحث‌های طولانی درباره‌ی عشق، دانش، اطاعت و معنا، محور روایت را شکل می‌دهند و مسیر دگرگونی جلال‌الدین را پیش می‌برند.

چرا باید کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

این کتاب رابطه‌ی شمس و مولانا را از زاویه‌ی دید شمس روایت می‌کند و همین زاویه، فضای آشنای این ماجرا را دگرگون می‌کند.
خواننده با سیر جست‌وجوی شمس از کودکی تا رسیدن به قونیه آشنا می‌شود و زمینه‌ی فکری و روحی این دیدار را بهتر می‌فهمد.
بخش‌های گفت‌وگومحور کتاب، پرسش‌هایی در مورد عشق، علم، مرشد، خلوت و شناخت نفس پیش می‌کشند.
عنوان‌ها و فصل‌های کتاب، مسیر تحول جلال‌الدین تا مولانا شدن را به‌ صورت مرحله‌به‌مرحله نشان می‌دهند.
متن فقط بر چهره‌های مشهور تمرکز ندارد و حال‌وهوای شهرها، مدرسه‌ها، خانقاه‌ها و مردم زمانه را هم وارد روایت می‌کند.
خواندن کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟
خواندن این کتاب به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

علاقه‌مندان به روایت‌های مرتبط با شمس تبریزی و مولانا که می‌خواهند این پیوند را از زاویه‌ای دیگر دنبال کنند.
خوانندگانی که به داستان‌های شخصیت‌محور با تکیه بر سیر دگرگونی درونی علاقه دارند.
کسانی که می‌خواهند در مورد مفهوم عشق، مراد و مریدی و خلوت در سنت عرفانی بیشتر بدانند.
مخاطبانی که از متن‌های آمیخته به گفت‌وگو، تأمل و فرازهای شاعرانه لذت می‌برند.
کسانی که درباره‌ی زندگی و سفرهای شمس پیش از دیدار با مولانا کنجکاوند.
چه نسخه‌های دیگری از کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن منتشر شده است؟
کتاب شمس خاموش، ترجمه‌ی مهرنوش پرتوی، نشر سفیران
کتاب سرشک عشق، ترجمه‌ی اسماعیل حسینی، نشر فرمهر
بخشی از کتاب چرخش سرنوشت از جلال الدین تا مولانا شدن
«آن‌طور که تاریخ نقل شده؛ من محمد، پسر علی هستم. من شمس تبریزی‌ام. پدربزرگم ترک آذری بود. پدرم مَلک داد اوغلی علی.

پدربزرگم در خراسان زندگی می‌کرد. در الموت نزد علما تعلیم دید و بعدها از شاگردان حسن صباح شد. به‌دلیل اختلافات تجاری در خراسان، خانواده‌ام به تبریز مهاجرت کردند و آنجا ساکن شدند. من در اینجا در سال ۵۸۲ هجری به دنیا آمدم. نامم را محمد گذاشتند.

خانواده‌ام از لحاظ اعتقادی پیروی مذهب اسماعیلیه و از نظر فقهی، از مکتب جعفری بودند. می‌گویند پدربزرگم بسیار تندخو بود و زبان تیزی داشت و دعوایی بود. مادرم به‌خاطر خلق‌وخوی پرخاشگرم مرا به پدربزرگم شبیه می‌دانست. در کودکی‌ام بسیار اهل بحث بودم و از گفتن سخن حق نمی‌گذشتم. از دورویی و چاپلوسی بیزار بودم. وقتی خطایی می‌دیدم، خشمگین می‌شدم و حرفم را بی‌پرده می‌گفتم.

پدربزرگم تمام بلاها را به دوش کشید. چون کسی با او کنار نمی‌آمد، مجبور شدیم از آنجا کوچ کنیم. حداقل در تبریز کسی با او دشمنی نداشت. پدرم برای‌آنکه دانا و باسواد شوم، مرا برای یادگیری قرآن به مکتب فرستاد. اما به نظرم هم‌سن‌وسالانم نمی‌توانستند درست و صادق باشند. در هفت‌سالگی آموزش حفظ قرآن را شروع کردم. به‌دلیل سخن‌گویی و استعداد زیادم در سخنوری، در مدرسه مرا "پرنده" صدا می‌زدند. من در ابتدای کار خواب‌هایی می‌دیدم که نگرانم می‌کرد. در مدرسه، شاگردان در یک ماه حتی جزء اول قرآن را هم نمی‌خوانند. اما من روز دوم آموزشم، از جزء اول عبور کرده بودم. استاد گفت: "این پرنده، کودک عادی نیست!" شب همان روز، پدرم برای نماز شب بیدار شده بود. من هم وضو گرفتم و به نماز ایستادم.»(طاقچه)
💬 نظرات کاربران
@hamedkhodadad 2026/10/28 22:31
بله طرحش جالب است من هم خوشم آمد
@faraham 2026/10/28 22:30
طرح جالبی است
← بازگشت به محصولات

ثبت نظر جدید

گزارش به مدیریت

📱
اپلیکیشن وب تجربه کاربری بهتر
.